سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
493
تاريخ ايران ( فارسى )
تعاليمى هستند كه قدمت زيادى ندارند ، ولى البته عدهء اينها خيلى زياد نيست . او اين بيان را ادامه داده مينويسد كه لقب باب « 1 » قبلا از طرف نواب اربعهء امام دوازدهم اختيار شده بود . ديگر عقائدى كه اظهار داشته به اسمعيليه منسوب مىباشد ، حتى اختيار عدد 19 كه عدد واحد « 2 » است فكر جديدى نبوده است . نگارنده در موضوع با بيت مطالعات بخصوصى نكردهام ، چه براى يكنفر مأمور رسمى اين امر مشكل بوده و روابط با پيروان اين طريقه منحصر بهدر بردن جانشان در ايام شكنجه و آزار بوده است ، ولى صاحبان علم و اطلاع ملاحظه خواهند كرد كه آن در مراحل تكميليهء كنونى ( كه بهائيت باشد ) پيوستگى روزافزونى با عقائد و افكار مسيحى و اعمال آن در آسياى غربى دارد ، در صورتى كه در ايران پيروان جديد عملا مسلمان شيعه باقى ميمانند و بمشكل حقيقت واقعى و مقصود غائى آئين جديد را درك ميكنند . سرگذشت با بيان ميرزا يحيى يك جوان نوزده ساله كه به صبح ازل معروف بود و ظاهرا باب او را به وصايت خود انتخاب كرده بود پس از قتل باب جانشين او شد و مدت چندين سال ( از سال 1850 تا 1868 م ) بدين مقام بىچون و چرا برقرار بود . در سال 1852 بواسطهء شكنجه و عذاب با بيان كه در زير ذكر مىشود وى به بغداد فرار كرد و بنا به تقاضاى شاه ايران او با پيروانش به ادريانوپل انتقال داده شد . صبح ازل بسيار آرام و صلحجو و نيز كمحرف بود و نميتوانست يك هيئت پرحرارت و جوشى را اداره كند ، بنابراين ادارهء كارها بتدريج كاملا بدست نابرادرى او بهاء الله افتاد . براى مدتى بهاء الله اسما از روى تعليمات صبح ازل كار ميكرد ولى در حدود
--> ( 1 ) - شيخىهاى كرمان ادعا ميكنند كه پيشواى آنان شيعهء كامل است ( كتاب ده هزار ميل و غيره صفحهء 196 ) كه بين امام غايب و امت نقش يك « واسطهء فيض » را بازى كرده يعنى مدعى است كه واسطهء دائمى فيض بين امام و امت است . من ميترسم كه پيشواى مرحوم شيخىها را كه خيلى به او احترام ميگذاشتم رنجانيده باشم براى اينكه « واسطهء فيض دائمى » اساسا با « باب » فرقى ندارد . ( مؤلف ) ( 2 ) - به حساب ابجد واحد عددا 19 مىشود ( مؤلف )